بهانه

کلی حرف دارم که بزنم، کلی فکر دارم که میخوام پرورششون بدم، کلی پیش نویس اینجا هست که میخوام منتشرشون کنم، ولی همیشه یک بهانه ای هست که از زیر کار در برم.

امروز که بارون اومد میخواستم بنویسم آخ اگر بارون بزنه … بعد شروع کنم از یه سرویس اینترنی دوست داشتنی صحبت کنم ،‌که فقطی یکی مثل خودم میتونه ربطشو بفهمه، ولی کار پیش اومد ،‌کار الکی، درسته کنکور دارم ولی واقعا وقت برای پرداختن به این کارها هست، باید اراده بیشتری رو همراهش کنم( به قول فرنگی هاwill  power).  همین که اومدم اینجا یخرده غر زدم واسه خودم کافیه :)
کلی برنامه خوب دارم برای این وبلاگ و خودم ، امیدوارم که این هفته و بخصوص هفته بعد( همون شنبه های کذاییه گمونم) بتونم پر بارترش کنم.

راستی دوتا نکته:
۱- کسی میاد اینجا به غیر از رفیق دیرینه ام(ارادت داریم پوریا خان )‌! وایبر هم خبر بدید قبوله :)
۲- همین رفیق دیرینه یه سری از مشکلات بالا اومدن وبسایت و  مشکل توی پیغام گذاشتن میگفت، شما؟ هم این مشکلات رو داشتید؟ بهم خبر بدید بلکی مشکل رو من باید حل کنم.

 

با سپاس از خودم ، پوریا و شما!