امروز توی برنامه داشتم که یخرده بحث چالشی تر داشته باشم، ولی اتفاق های خوبی افتاد که باعث شد انتشار اونها رو به تعویق بندازم. دیدار با دو دوست و  رفیق قدیمی.

قبل از اینکه برنامه هماهنگ بشه و همدیگرو ببینیم با خودم فکر میکردم و فرآیندی که من رو به این مهدی تبدیل کرده، نگاه میکردم، اگر نگم مهمترین یکی از مهمترین عواملش دوستهای خوبی بوده که اطرافم داشتم. از هر طیفی، معناگرا، کوشا، عارف، با دغدغه های اجتماعی ، از کسانی که رشد همه چیز رو در خود فرد میدیدن، تا کسایی که رشد جامعه رو برای همه چیز لازم میدونند،  دوستهایی که به اصول مطلق! معتقد بودند و  دوستهایی که روی هر مفهومی یک دنیا عدم قطعیت میدیدند. دوستهایی که انسانیت اولویت اول زندگیشون بود، دوستهایی که عشق رو اول و آخر هر چیز میدونستن….

به نحوه دوست شدنها هم که فکر میکنم، خیلی احساس خوشایندی پیدا میکنم، مثل اینکه میری توی گروه محیط زیست دانشگاه شریف و با یه کسی که نمیشناسی هم صحبت میشی و میبینی چند تا دوست مشترک دارید و یهو شروع میکنید به رفافت و چند بار دیدن هم و بعد از اون یک از صمیمی ترین دوستهات میشه، مثل اینکه بخاطر هم مسیر بودن بعد از مدرسته تا بلوک E2 با هم میرید (و اصلا با خودتون فکر نمیکنید که ۶ سال بعد، جزو اصلی ترین دوستهای دلی تون  میشه تا جاییکه روزهای سخت کنکور رو با صحبت  و مطالعه با هم روی میز ناهار خوری خونه سر میکنید. مثل اینکه دفعه اول با دست شکسته توی حیاط مدرسه میبینیش و بعد  (وقتی فهمیدی هم شهرکی خودته) قدیمی ترین و بهترین دوست دوران زندگیت میشه، مثل اینکه توی کنفرانس با هم آشنا بشید و یهویی الکی توی وایبر یه پیام بدی و راجع به طراحی لباس صحبت کنی تا جاییکه موقع درد و دل غر زدن خاص تنها گزینه ات باشه، مثل اینکه توی سایت دانشگاه موقع یه احوالپرسی ساده یخرده غر غر الکی کنی و بعد با یک اس ام اس روحیه بخش شوکه بشه از اینکه چه جوری یه آدم میتونه اینقدر خوب و پر انرژی باشه و بعد از اون حتی وقتی رشته و دانشگاهش عوض شد باهاش رفاقت کنی، مثل اینکه برای جمع کردن یک مجله ساده همدیگر رو کشف کنید و بعدا متوحه بشید که یکی از خوش فکرترین و البته دوست داشتنی ترین دوستهای زندگیتو دیدی، مثل اینکه سر یک شیرینی گرفتن ساده با هم برید بیرون و بعد جمعا یکی از بهترین جمعهای ۴ نفره خودتون رو درست کنید، مثل اینکه بر حسب یک آشنایی فامیلی با یک نفر دوست بشید و توی رفاقت با اون از دوست سابق هم پیشی بگیرید و دوستتون براتون بشه یک الگو و چشمه ای برای پیدا کردن یک دنیا از  دوستهای خوب دیگه مثل اینکه…..

دوست برای من مثل شقایق میمونه، تا دوست هست زندگی خیلی برای من ارزشمنده، پر از حس های خوب! به قول پوریا همین امروز کمال توی جمعه که معنا پیدا میکنه* و چه جمعی بهتر از دوستهای خوب و دلنشین آدم.

برای همین رسما از خدا تشکر میکنم بخاطر همه این دوستهای خوبی که به من داده و کمی غیر رسمی هم تشکر میکنم از پوریا ، مسیح و کیومرث به صورت مستقل که امروز باعث شدن من خیلی به این نعمت خوبی که خدا بهم داده فکر کنم.

 

 


پی نوشت:

۱- گویند تمنایی از دوست بکن سعدی        جز دوست نخواهم کرد از دوست تمنایی

کسایی که منو خوب میشناسن میدوند که من به سعدی ارادت خاصی دارم و خیلی زیاد از شعرهاش لذت میبرم. این بیت یکی از دوست داشتنی ترین بیتهای سعدیه و هر موقع به دوستام فکر میکنم یاد این شعر میفتم. معناهای متفاوتی که میتونم موقع خوندن این شعر برای دوست بذارم خیلی برام شعر رو خاص کرده.

۲-*مثالی که پوریا برای کمال در جمع زد ، مثال گاندی بود کسی که میتونست بدون اینکه برای آزادی هند هم تلاش کنه ، در  دنیای خودش آدم خوبی باشه، ولی اومد و سعی کرد با نشر تفکر و محبت خودش کاری کرد میلیاردها نفر ازش بهره مند شدند.

۳- خیلی قرار نیست که از متن بالا چیز خاصی سر در بیارید، چون خیلی عجیب نوشته شده و بیشتر صحبت من با خودم بود و خدای خودم.

۴-اگر تونستید تشخیص بدید که کدوم یکی از اینها نحوه آشنایی من بوده با شما، به شدت باعث ذوق و خوشحالی من میشود.

۵- از اونجا که من سعی میکنم مجددا زیاد این جا رو بروز کنم برای دوست(ان) خوبی که از IFTTT  استفاده میکنند این پیشنهاد رو دارم که اپلیکیشنش رو روی گوشی خودشون نصب کنند و از دستور پخت زیر استفاده کنند تا  از بروز رسانی مطلع شوند.( همچنان از اینکه از این روش آگاه میشوید بسیار سپاسگزارم)

 
IFTTT Recipe: از نوشته چند خط آگاهم کن connects feed to android-notifications