امروز دفترچه کنکور اومد با مقدار متنابهی تغییر نسبت به سال گذشته و با اضافه شدن یک درس که تا اینجا من هیچ ایده ای نسبت بهش ندارم. علاوه بر اون کنکور ما با کنکور اصلی یعنی صنایع هم ادغام شده، و این یعنی حداقل ۷۰ سوال مشترک بین این دو رشته هست و علاوه بر اینکه ما باید با دوستان خودمون رقابت کنیم باید با بچه های صنایع هم تا حدی رقابت کنیم. این البته هم خوبی هایی داره و هم احتمالا بدی ها که موضوع بحث الان من هم نیست.

وقتی داشتم به این اتفاق ها نگاه میکردم و با یک دوست خوب! صحبت میکردم، به این نتیجه رسیدم که شاید بهتر باشه که این چالش نابلوپومو رو معلق کنم و وقتش رو برای مطالعه درس جدید اختصاص بدم، ولی بیشتر که با خودم فکر کردم، دیدم که ترک کردن این چالش ضرر بیشتری برام داره تا منفعت. علاوه بر اینکه من زمانهایی که کتابخونه نیستم راندمان درسی مناسبی ندارم و طبیعتا ساعت مطالعه زیادی هم ندارم در خانه، ترک کردن اینکار باعث میشد که حس خوبی پیدا نکنم و از سمت دیگه ادامه دادن اینکار مثل گذشته باعث میشه حس  خیلی خوبی پیدا کنم،( تقریبا از روزی که کنکور  خوندن رو شروع کردم با خودم عهد بستم که از این دوران بیشترین لذت رو ببرم و تا الان هم موفق بودم و یکی از دلایلش همین چند خط بوده) با استفاده از این  چالش با دوست هام ارتباط برقرار کنم و حرف هایی که جاهای دیگه نمیتونم بزنم رو اینجا بزنم. اینکه هر روز هم میبینم آمار بازدید هرچند کم میره بالا کلی بهم انرژی میده.There is no chance, no destiny,no fate that can hinder or control the firm resolvee of a detrmined Soul

 

از همه چی مهمتر من عاشق اینم که با خودم کل بندازم  و همیشه سعی میکنم که نسبت به قبل کار سخت تری بکنم،بهتر بگم وقتی به گذشته نگاه میکنم، همیشه بهترین عملکرد من برای زمان هایی بوده که فشار بیشتر رو تحمل میکردم. اصلا اعتقاد وافری دارم که زندگی آدم( حداقل نگارنده اگر در این دسته فرض شود!) توی این شرایط پر فشار هیجان و حتی معنا پیدا میکنه و باعث میشه که شکست ها و پیروزی ها و  در واقع مسیر زندگی رو خوب تجربه کنه.

پس با همه تغییرات وارده به کنکور، همچنان با قدرت به موومبر و نابلوپومو ادامه میدم و مطمئنم که با وجود این ها نتیجه خوبی هم در کنکور خواهم گرفت  البته با توجه به این نکته که:

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست

رهـرو گر صد هـنـــر دارد توکــل بایــدش


 

پی نوشت:

۱-نمیدونم چرا وقتی داشتم این متن رو مینوشتم یاد این شعر شاهنامه افتادم که البته خودم با صدای شهرام ناظری مرورش میکنم:

به نام خدای جهان آفرین        به پیش جوانان ایران زمین

به میدان بر آیید و گامی زنید     به ذهن زمان نقش نامی‌ زنید

الا ای سواران صبح امید         به فردای میهن نوید آورید

جهان عرصه عبرت آموزی است    شکست اولین گام پیروزی است

به میدان چو یادی ز ایران کنید        زمین و زمان را گًل افشان کنید

۲- اکثر کسایی که میان اینجا دوستهای خیلی خوب من هستن٬(شاید تو چهارچوب وبلاگ مناسب نباشه) ولی ازتون میخوام که برام دعا کنید

۳- این هم اگر خواستید شعر رو بشنوید