پیشتر محمدرضا شعبانعلی رو معرفی کرده بودم،(البته خیلی ها از قبل هم با ایشون آشنایی داشتن)، محمدرضا شعبانعلی از اون دست آدمهایی که هم میشه خیلی دوستش داشت و هم میشه خیلی باهاش درگیری داشت و حتی میشه بهش حس درخت داشت! اما مستقل از اینکه که چه احساسی نسبت به جناب شعبانعلی داریم، باید قبول کنیم که تفکرات و دیدگاه های متفاوتش خیلی جاها میتونه به آدم کمک کنه و ایده های خوبی بده. مثل قوانین جالبش در دنیای کسب و کار.

این قوانین مجموعه از نوشته هاییست که تجربیات جناب شعبانعلی رو از دورانی که در کسب و کار فعال بوده رو بیان میکنه. شاید خیلی از ماها با این درس ها الان موافق نباشیم، شاید محمدرضا شعبانعلی هم فردا این درس ها رو قبول نداشته باشه ، به هرحال الان میتونیم این نوشته رو با هم مرور کنیم و بعدا به هر نحوی که صلاح دونستیم ازشون استفاده کنیم.

این نوشته برداشت من از این قوانین تا امروز(که سومین قانون نشر شد) هست، توصیه میکنم حتما روایت های جالب خود محمدرضا شعبانعلی رو هم مطالعه کنید.

قانون  سوم:

قبل از اینکه در یک مکان جدید ، ذکات علم خود رو بدید، صبر کنید تا علت تمامی رویدادها رو درک کنید.

خیلی وقتها پیش میاد که ما برای اینکه وضع محیط اطرافمون(بیشتر مواقع محیط جدید اطرافمون) رو اصلاح کنیم خیلی سریع و با تکیه بر دانش و آگاهی بالای خودمون پیشنهادهای هوشمندانه ای میدیم و یا حتی مستقلا خودمون اونها رو اجرا میکنیم. ولی بیشتر اوقات میبینیم اینکه پیشنهاد ناب ما زودتر عملی نشده،علتی داشته که ما به اون توجه نکردیم و فقط هزینه بیشتری آفریدیدم.

اصل مطلب

 

قانون دوم:

به جای اینکه سعی کنی خودت را بزرگ کنی، اطرافیانت را بزرگ کن.

خیلی تجربه زیادی برای این قانون ندارم( گو اینکه برای هر سه قانون فرد با تجربه ای نیستم!) ولی استدلال ها و حرف هاش برام خیلی جالب بود:

در کار و زندگی، هر چقدر بخواهی می‌توانی اعتبار داشته باشی، به شرط آنکه اعتبار را برای خودت نخواهی و حاضر باشی آن را برای دیگران ایجاد کنی.

حتی اگر این قانون صددرصد درست نباشه، عمل بهش حس خیلی خوبی به آدم میده!

اصل مطلب

قانون اول:

هیچکس از متوسط اطرافیانش چندان فراتر نمی‌رود.

اگر میخوای کسی رو بشناسی ، ببین با چه افرادی رابطه داره، اولین بار نیست که این قانون رو میشنویم، از قدیم به این که اطرافیان آدم حد و حدودش رو مشخص میکنن اشاره شده. اما اگر فکر میکنیم اطرافیانی داریم که سطحشون پایینتر از حد مورد انتظار ماست باید قیدشون رو زد؟ نه!

دوست ها همیشه برای بالاتر بردن هم حاضرند، یک روز شما سطح دوستتون رو بالاتر میبرید و یک روز دوستان سطح شما را.

الا بردن دیگران،‌ اگر همزمان به بهبود توانمندی‌ها و نگاه خود فکر کنیم، هزینه ندارد. دیگران پله‌ای می‌شوند برای بالا رفتن ما و ما پله‌ای برای رشد آنها و این بازی ادامه پیدا می‌کند.

اصل مطلب


 

پی نوشت:

۱-اگر میخواهید من رو بشناسید همین بس که همه دوستان من عالیند :)

۲- مجددا یادآوری میکنم، که نوشته های خود محمدرضا شعبانعلی شیرینی و جذابیتی دوچندان دارند حتما اونها رو بخونید:

قانون اول

قانون دوم

قانون سوم