قبل از هرچیز یک نگاه به خودتون و اطرافیانتون بندازید، به افرادی که از شما رنجیده حاطر هستند و کسانی که شما از دستشون ناراحتید، اگر خوب و با صداقت نگاه کنیم این افراد حداقل در بخشی از زندگی آدم مهمی برای شما بودند و یا شما برای اونها مهم بودید(چون اگر مهم نبودند اصلا شما توی این لحظه بهشون فکر نمیکردید!) وقطعا ساعتهای زیادی بوده که شما با هم بودید، از با هم بودن لذت بردید و از هم آموختید. اما شاید یک بار به هر دلیل انسانگونه از روی عصبانیت لحظه ای از روی غرور و خودخواهی شما یا طرف مقابل یک درگیری کوچیک پیش میاد و شما -در عمل- تمام خوبی ها و خوشی هایی که با هم داشته اید رو فراموش میکنید و فقط به اون لحظه سیاه فکر میکنید و تمام تصویری که از شخص مورد نظر داشتید- و احتمالا صحیح تر بوده- خراب میکنید و یک تصویر نسبتا سیاه ازش توی ذهنتون ترسیم میکنید.

بخوام یه جور دیگه این حرفمو بیان کنم به این جمله میرسم:
آدمها خیلی بیشتر از کارهای بد کارهای خوب انجام میدن ولی ما بیشتر کارهای بدشون رو بخاطر میسپاریم

من اینجا اصلا بدنبال جواب دادن چرایی نیستم چون در عمل تواناییشو ندارم ، بیشتر هدفم مطرح کردن سوال و گرفتن بازخور از خواننده هاست(ولو در محافل خصوصی) و از اون مهمتر بیشتر به دنبال یافتن یک راه مناسب برای اینکه حداقل خودم خیلی به این شکل افراد رو قضاوت نکنم. همونطور که از اینجا هم مشخصه این روزها قضاوت دغدغه مهمی برای من هست.

خیلی الان برای جامعه که نمیشه کاری کرد، امیدوارم روزی برسه که از همه مهمتر خودم نگاه منفی اینجوری نداشته باشم.

پی نوشت:
این روزها اتفاق واسم نیفتاده (:دی) در طول تاریخ (خودم) که بررسی میکنم این موردها واسم جالبه، در واقع یه صحبت هایی که با خواهر جان  عادله داشتم من رو وادار کرد که بیشتر راجع به این موضوع فکر کنم.