ایده این نوشته برای چند روز پیش بود، بعد از یک بحث طولانی با دوستهای خوب کتابخونه ام و امروز هم بعد از اینکه با چند تا از دوستای دیگه‌ام بحث کردیم، به نتیجه های بهتری رسیدم!
این نوشته نتیجه گیری های منه بعد از تقریبا ۶ سال بحث کردن و بحث نکردن

 

علاقه‌:خیلی از آدمها از بحث کردن لذت میبرن ، چه از اینکه با یک نفر کل کل کنند و چه اینکه سعی کنند، کسی رو نسبت به موضوعی متقاعد کنند. از طرف دیگه خیلی ها هم بیزارند از اینکه بشینند -و به معنای اینکه موضوعی رو بشکافند و تجزیه تحلیل کنند- در مباحثه شرکت کنند. من خودم نمیتونم جواب قطعی بدم به این قضیه خیلی وقتها از بحث کردن با افراد لذت میبرم و خیلی وقتها هم ترجیح میدم خودم رو به نزدیک ترین دیوار برسونم و با یک ضربه سر خودم رو از ادامه بحث خلاص کنم.

فایده: ما همیشه سعی میکنی میکنیم توی زندگی کاری های انجام بدیم که سود و فایده بیشتری نصیبمون کنه و اگر وقت و زمان خودمون رو بخوایم برای بحث کردن بذاریم باید حداقل برامون اندازه زمان و اعصابی که میگذاریم فایده داشته باشه. توی این دوره ۶ ساله که در ابتدا عرض کردم نزدیک به ۵ سالش رو به بحث کردن گذروندم( در دبیرستان و دانشگاه) و در یک سال گذشته سعی کردم تا بیشترین حد ممکن از هر بحث دوری کنم و بیشتر سرم به کار خودم باشه. بعد از این دو بحث جدی که در روزهای اخیر داشتم ، یک مرور کلی نسبت به گذشته و بحث هایی که داشتم – چه اون ها که ازشون لذت بردم و چه اونها که خیلی برام مفید نبودند- به نتایج  جالبی رسیدم که بنظرم میتونه در ادامه زندگی هم اگر بخوام وارد بحثی بشم بهم کمک کنه.

نتایج:

۱- هر سر یک فکر داره، برای همین افراد فارغ از حجم دانشی که دارند و با توجه به نگرش خاصشون میتونن جنبه های رو ببینند که شما نمیبینید.

۲-توی بحث هیچوقت، هیچکس متقاعد نمیشه ، ولی بیشتر اوقات حرف شما توی ذهنش میمونه  و اگر حرف شما درست باشه توی یک لحظه خاص متوجه صحت حرف شما میشه. برای همین هیچوقت سعی نکن که کسی را در لحظه متقاعد کنی.

در این حالت طرف مقابل غالبا به روی خودش نمیاره که حرف شما درست بوده و اون اشتباه میکرده ولی از اونجا به بعد باهاتون در اون تفکر همراهی میکنه.( و بالعکس!)

۳-هیچوقت در مباحثه متقاعد نشو، چون ممکنه طرف مقابل با مغالطه یا کاری شبیه به این تو رو مجبور به قبول چیزی کنه که واقعا درست نیست و در ادامه ممکنه انگیزه تو برای فکر کردن به موضوع هم از بین بره. در صورت نیاز به متقاعد شدن به بند دو مراجه کن!

۴-تجربه شخصی (احتمالا غیر قابل تعمیم): هیچوقت با افرادی که دوست نداری وارد بحث نشو و افرادی رو که بنظرت دانش و تجربه کمتری از تو دارند رو توی این دسته قرار نده!(برای بخش دوم به بند یک مراجه کن- هر سر یک فکر-)

۵- در خلوت خودت وقتی به بحث های که داشتی فکر میکنی، نهایت بی طرفی رو داشته باش و به عنوان یک ناظر بیرونی از بحث نتیجه گیری کن.

۶- زمانی که در مورد موضوع بحث میشه که ازش بی اطلاعی یا اطلاعات کمی داری، در لحظه طی یک اقدام انقلابی و برون گرایانه موضوع رو به چالش نکش- به صورت ساده تر در این هنگام یا سکوت کن و شنونده باش یا اگر جذابیت نداشت هر چه سریعتر محل مورد نظر را ترک کن.

 

با همه این حرفها هنوز نمیشه به این سوال جواب قطعی داد که بحث کردن کار خوبی هست یا نه و چه زمانهایی باید وارد بحث شد و بحث رو آغاز کرد،‌کاری که من فعلا تصمیم دارم بهش عمل کنم اینه که در این مورد اساسی به حرف دلم توجه کنم.

 

پ.ن:

– دقیق نمیدونم که فرق و شباهت مباحثه و مذاکره چی میتونه باشه ولی برای این از عنوان مذاکره استفاده نکردم چون بنظرم در مذاکره هدف رسیدن به توافق هست، ولی مباحثه  الزاما دنبال توافق نیست.

-دوست داشتم توی نتایج بنویسم ولی چون همیشه پی نوشت حس خودمونی تری برام داره اینجا میگم که تا جایی که ممکنه بحث کردن رو جدی نگیرید، به زبان دیگه اعصاب خودتون رو خورد نکنید.

-نکته ۴ رو جدی بگیرید.