دسته: دسته‌بندی نشده

معرفی وبسایت: رنگ من

یکی از فعالیت های جدی من توی این مدتی که نمینوشتم، طراحی سایت و بهبود توانایی هام توی این حوزه بود، در حدی که الان احساس میکنم اونموقع هیچ اطلاعی در مورد طراحی سایت نداشتم یکی از نتایج خوب و مواخر این طراحی وبسایت یک وبسایت شیک و حرفه ای بود به اسم رنگ من:

مستقل از اینکه الان نمیدونم مخاطب های این وبلاگ چند نفر  و چه کسانی هستند،رنگ من احتمالا برای درصد کمی جذاب باشه ولی بدون شک برای اون دسته که به موضوعات مد و زیبایی اهمیت میدن این سایت یکی از بهترین سایت ها میتونه باشه. موضوع اصلی سایت معرفی رنگ هایی هست که پوست شما رو دوست دارند.

توی این سایت تازه تاسیس با قلم خوبی که نویسنده اش داره با روابط بین رنگها  و مفاهیم مثل فصل رنگی هر فرد آشنا میشید و با بررسی های موردی آدم های مشهور میتونید این مفاهیم رو بهتر درک کنید و اگر دوست داشتید میتونید از مشاوره آنلاین و حرفه ای این وبسایت  که فعلا فصل رنگیه شما رو تعیین کنه استفاده کنید.

پر واضحه که مخاطب اصلی این وبسایت خانم های خوش پوش(که البته همه خانم های خواننده این وبلاگ خوش پوش هستند 😅 ) هستند. البته اگر شما آقا هستید و قصد دارید برای شخص خاص مورد نظرتون هدیه ای تهیه کنید، میتونید از راهنماییهای این سایت کمک بگیرید و قطعا نتیجه خیلی بهتری بگیرید!


نویسنده این سایت هم خواهر عزیزم عارفه است که هرکاری رو انجام بده به بهترین نحو انجام میده ، اگر از سایت نوپای رنگ من خوشتون اومد، حتما یه سر به سایت دیگه اش هم بزنید تا کمی هم لذت داشتن زندگی ساده رو تجربه کنید.

پ.ن: اگر از طراحی سایت هم خوشتون اومد حتما به من بگید تا کمی سر ذوق بیام :)

بیشتر

(( من همه تلاشمو کردم))))

یه روایت هست منسوب به پاسکال که ازش میپرسند موفقیت یعنی چی؟
میگه موفقیت رسیدن به نتیجه نیست، موفقیت یعنی لحظه ای که بعد از پایان کار تو بتونی فریاد بزنی من همه تلاشمو کردم!

و الان لحظه ای که من راحت میتونم فریاد بزنم من همه تلاشمو کردم. امروز شاید کمی استرس داشته باشم بخاطر امتحان فردا ولی واقعا همه تلاشمو کردم و از لحظه لحظه این تلاش لذت بردم. با وجود یه عالمه دوست خوب و(صد البته) یک خانواده خوب که هر لحظه بهم روحیه میدادند و شادم میکردند. نتیجه آزمون فردا هر چیزی که باشه، این چند ماه قطعا یکی از بهترین دوران زندگی من بود. پر از یادگرفتن، پر از ذوق و شوق ، پر از لحظه های هیجان انگیز….

یکی از لذت بخشترین حرف هایی که فردا میتونم بزنم اینه که مهدی امروز دیگه مهدی ۷ ماه پیش نیست. لذت بخش تر برام اینه که هر سال بتونم این حرف رو بزنم.

خیلی ممنون از همه کسایی که این دوران خوب رو برام رقم زدند( که بعدا مفصل ازشون میگم) و خیلی ممنون از خودم بخاطر اینکه راحت میتونم فریاد بزنم:من همه تلاش خودمو کردم.

 

 

 

 

 


به هیچ وجه در زندگی تک بعدی فکر نکنید. کنکور  خیلی مهمه ولی همه چیز نیست. نه با قبولی به ایده­آل می­رسید و نه با قبول نشدن زندگی تموم میشه. مهم اینه که تلاش خودتون رو کرده باشید دیگه نتیجه رو بسپرید دست کسی که صلاح من و شما رو از خودمون بهتر میدونه.

 و عسی أن تحبوا شیاً و هو شرٌ لکم و عسی أن تکرهوا شیاً و هو خیرلکم 

پس کاملاً بهش اعتماد کنید.

خدایا چنان کن سر انجام کار ———-  توخشنود باشی و ما رستگار

لینک


بیشتر

توکل بایدش

تکیه بر تقوا  و دانش در طریقت کافریست

رهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

شعر که مینویسم و بعد شروع میکنم به نوشتن یه شرح یا یه ماجرا همیشه قاصر میمونم، لذا  سخن کوتاه:
۱-هیجوقت فکر نکن که بخاطر یه سری اتفاقات یا  یک مقداری تلاش آدم خفن و پیشرفته ای شدی، همیشه دنیایی بر یادگیری و بهتر شدن وجود داره.

۲-هیچوقت فکر نکن که اگر اتفاق بدی افتاد و نتیجه ای نگرفتی،فرد ناتوانی هستی، مطمئن باش که وقتی تلاشت رو کرده باشی نتیجه ای که بدست میاد بهترین نتیجه است.


#رونوشت‌به خودم

بیشتر

چند قانون جالب برای کسب و کار(و البته زندگی)

پیشتر محمدرضا شعبانعلی رو معرفی کرده بودم،(البته خیلی ها از قبل هم با ایشون آشنایی داشتن)، محمدرضا شعبانعلی از اون دست آدمهایی که هم میشه خیلی دوستش داشت و هم میشه خیلی باهاش درگیری داشت و حتی میشه بهش حس درخت داشت! اما مستقل از اینکه که چه احساسی نسبت به جناب شعبانعلی داریم، باید قبول کنیم که تفکرات و دیدگاه های متفاوتش خیلی جاها میتونه به آدم کمک کنه و ایده های خوبی بده. مثل قوانین جالبش در دنیای کسب و کار.

این قوانین مجموعه از نوشته هاییست که تجربیات جناب شعبانعلی رو از دورانی که در کسب و کار فعال بوده رو بیان میکنه. شاید خیلی از ماها با این درس ها الان موافق نباشیم، شاید محمدرضا شعبانعلی هم فردا این درس ها رو قبول نداشته باشه ، به هرحال الان میتونیم این نوشته رو با هم مرور کنیم و بعدا به هر نحوی که صلاح دونستیم ازشون استفاده کنیم.

این نوشته برداشت من از این قوانین تا امروز(که سومین قانون نشر شد) هست، توصیه میکنم حتما روایت های جالب خود محمدرضا شعبانعلی رو هم مطالعه کنید.

قانون  سوم:

قبل از اینکه در یک مکان جدید ، ذکات علم خود رو بدید، صبر کنید تا علت تمامی رویدادها رو درک کنید.

خیلی وقتها پیش میاد که ما برای اینکه وضع محیط اطرافمون(بیشتر مواقع محیط جدید اطرافمون) رو اصلاح کنیم خیلی سریع و با تکیه بر دانش و آگاهی بالای خودمون پیشنهادهای هوشمندانه ای میدیم و یا حتی مستقلا خودمون اونها رو اجرا میکنیم. ولی بیشتر اوقات میبینیم اینکه پیشنهاد ناب ما زودتر عملی نشده،علتی داشته که ما به اون توجه نکردیم و فقط هزینه بیشتری آفریدیدم.

اصل مطلب

 

قانون دوم:

به جای اینکه سعی کنی خودت را بزرگ کنی، اطرافیانت را بزرگ کن.

خیلی تجربه زیادی برای این قانون ندارم( گو اینکه برای هر سه قانون فرد با تجربه ای نیستم!) ولی استدلال ها و حرف هاش برام خیلی جالب بود:

در کار و زندگی، هر چقدر بخواهی می‌توانی اعتبار داشته باشی، به شرط آنکه اعتبار را برای خودت نخواهی و حاضر باشی آن را برای دیگران ایجاد کنی.

حتی اگر این قانون صددرصد درست نباشه، عمل بهش حس خیلی خوبی به آدم میده!

اصل مطلب

قانون اول:

هیچکس از متوسط اطرافیانش چندان فراتر نمی‌رود.

اگر میخوای کسی رو بشناسی ، ببین با چه افرادی رابطه داره، اولین بار نیست که این قانون رو میشنویم، از قدیم به این که اطرافیان آدم حد و حدودش رو مشخص میکنن اشاره شده. اما اگر فکر میکنیم اطرافیانی داریم که سطحشون پایینتر از حد مورد انتظار ماست باید قیدشون رو زد؟ نه!

دوست ها همیشه برای بالاتر بردن هم حاضرند، یک روز شما سطح دوستتون رو بالاتر میبرید و یک روز دوستان سطح شما را.

الا بردن دیگران،‌ اگر همزمان به بهبود توانمندی‌ها و نگاه خود فکر کنیم، هزینه ندارد. دیگران پله‌ای می‌شوند برای بالا رفتن ما و ما پله‌ای برای رشد آنها و این بازی ادامه پیدا می‌کند.

اصل مطلب


 

پی نوشت:

۱-اگر میخواهید من رو بشناسید همین بس که همه دوستان من عالیند :)

۲- مجددا یادآوری میکنم، که نوشته های خود محمدرضا شعبانعلی شیرینی و جذابیتی دوچندان دارند حتما اونها رو بخونید:

قانون اول

قانون دوم

قانون سوم

 

بیشتر

برای مسیح و پوریا

اگر مسیح یا پوریا نیستید میتوانید از خواندن این نوشته پرهیز کنید.

خیلی فرقی نداره که من چقدر تعریف کنم از اینکه از داشتن دوستهایی مثل شما بسیار خوشحالم.
مهم اینه که خودمون میدونیم چقدر این با هم بودن ما توی این چندسال بهمون کمک کرده که آدمهای بهتری بشیم که آدمهایی آگاه تر، خوشحال تر و صدالبته عاشقتر از قبل  باشیم که اگر با هم نبودیم هیچوقت این سه نفری نبودیم که الان هستیم.

اینقدر از کامنت های خوبتون ذوق زده شدم که نتونستم در حد یک کامنت جوابتون رو بدم.

 

 

بیشتر