زندگی الکی است

نمیدونم چرا این حقیقت مطلق رو بیشتر وقتها فراموش میکنیم. باید حتما تلنگری باشه تا یادمون بمونه که زندگی الکیه، تلنگری که نه هر سال و ماه که باید هر لحظه بهمون بخوره و بگه که آهای آدمیزاد جدی نگیر این دنیا و این زندگی رو این بازی که آخرش با یک خواب طولانی و پر آرامش تموم میشه. شاید این نمازی که بهش غر میزنیم  و نمیفهمیمش قراره ۵ بار تو روز به ما یادآوری کنه که اینجا همه چیز نیست، اگر هم همه چیز هست هیچ چیز با ارزشی نیست.


 

چند هفته پیش که خواهرم ایران بود،راجع به زندگی صحبت کردیم. این دنیا و اون دنیا، هیچکس مطمئن نیست که اون دنیا هست یا نه؟ تا از این دنیا نریم هیچ ادعای مطلقی نمیتونیم راجع بهش بکنیم. خواهرم میگفت که اگر اون دنیایی وجود داشته باشه، هر چقدر هم ادای آدمای زاهد رو دربیاری ولی آرامش نداشته باشی ، دلت صاف نباشه و حرص بیهوده نخوری بعیده که توی اون دنیا همبتونی آرامش رو تجربه کنی. شادی رو تجربه کنی.


زندگی الکیه به این معنی نیست که باید دنیا رو ترک گفت و زانوی غم بغل گرفت، زندگی الکیه یعنی خیلی نباید اتفاقاتش رو جدی گرفت، اگر بردی ،اگر باختی هیچکدومش رو نباید جدی گرفت هیچ نتیجه ای رو نباید جدی گرفت، هیچ انجامی رو توی این دنیا نباید جدی گرفت. فقط باید تلاش کرد برای اینکه آرامش داشته باشی، برای اینکه لحظه های خودتو رو بهتر تجربه کنی، برای اینکه لبخندی رو روی لبی بیاری. تنها چیزی که باید جدی گرفت همون تلاشه و همون آرامش….

 


امروز عموی من دنیای دیگه رو میبینه و من و خیلی ها دیگه بخت دیدنش رو نداریم ولی میتونیم افتخار کنیم بهش و همیشه به یاد داشته باشیم و یاد بگیریم ازش مهربونی، پاکی ، فروتنی و آرامشی که همیشه داشت…

 

sunset-between-the-trees_437-19316345

بیشتر

معرفی وبسایت: رنگ من

یکی از فعالیت های جدی من توی این مدتی که نمینوشتم، طراحی سایت و بهبود توانایی هام توی این حوزه بود، در حدی که الان احساس میکنم اونموقع هیچ اطلاعی در مورد طراحی سایت نداشتم یکی از نتایج خوب و مواخر این طراحی وبسایت یک وبسایت شیک و حرفه ای بود به اسم رنگ من:

مستقل از اینکه الان نمیدونم مخاطب های این وبلاگ چند نفر  و چه کسانی هستند،رنگ من احتمالا برای درصد کمی جذاب باشه ولی بدون شک برای اون دسته که به موضوعات مد و زیبایی اهمیت میدن این سایت یکی از بهترین سایت ها میتونه باشه. موضوع اصلی سایت معرفی رنگ هایی هست که پوست شما رو دوست دارند.

توی این سایت تازه تاسیس با قلم خوبی که نویسنده اش داره با روابط بین رنگها  و مفاهیم مثل فصل رنگی هر فرد آشنا میشید و با بررسی های موردی آدم های مشهور میتونید این مفاهیم رو بهتر درک کنید و اگر دوست داشتید میتونید از مشاوره آنلاین و حرفه ای این وبسایت  که فعلا فصل رنگیه شما رو تعیین کنه استفاده کنید.

پر واضحه که مخاطب اصلی این وبسایت خانم های خوش پوش(که البته همه خانم های خواننده این وبلاگ خوش پوش هستند 😅 ) هستند. البته اگر شما آقا هستید و قصد دارید برای شخص خاص مورد نظرتون هدیه ای تهیه کنید، میتونید از راهنماییهای این سایت کمک بگیرید و قطعا نتیجه خیلی بهتری بگیرید!


نویسنده این سایت هم خواهر عزیزم عارفه است که هرکاری رو انجام بده به بهترین نحو انجام میده ، اگر از سایت نوپای رنگ من خوشتون اومد، حتما یه سر به سایت دیگه اش هم بزنید تا کمی هم لذت داشتن زندگی ساده رو تجربه کنید.

پ.ن: اگر از طراحی سایت هم خوشتون اومد حتما به من بگید تا کمی سر ذوق بیام :)

بیشتر

بازگشت چند خط

نزدیک به ۹۰ روز هست که این سایت رو به روز نکردم، نه اینکه وقت نداشته باشم و یا موضوعی به ذهنم خطور نکنه که خیلی هم وقت داشتم و از پرماجرا ترین روزهای این یکی دوسال اخیرم بود، سفر داشت، چالش اخلاقی خیلی زیاد داشت، یادگیری و پیداکردن دوستهای خوب هم که بسیار بود، فقط باید کاری میکردم که عهد خودم رو بشکنم! موفق بودم!

شکست اولین گام پیروزی است،بر همین اساس هم منم بررسی کردم  که کجای کارم اشتباه بوده که نتونستم به عهد وفا کنم و چه کاری باید میکردم و چه کاری نباید میکردم که بر عهدم استوار باشم.(بنظرم بهتره که ببینیم راهکارهای جدید جواب میده و بعد راجع بهشون بیشتر صحبت میکنم.)

امیدوارم که  همین چندخط بالا آغازی  باشه برای بیشتر نوشتن و بیشتر فکر کردن :)

بیشتر

لذت کمتر داشتن با ساختن اوریگامی

لازم نیست همیشه فکرهای بدیع و نو رو برای نوشتن انتخاب کرد گاهی معرفی چندتا منبع خوب برای خوندن و مفید بودن میتونه ارزشمندتر باشه، اینجا شما با دوتا سایت خوب و دوست داشتنی آشنا میشید. سایت هایی که خوندن و استفاده از مطالبش باعث میشه لذت بیشتری از زندگی ببریم یکی با کمترداشتن و یکی با اوریگامی ساختن!

بخش اول: لذت کمتر داشتن

هر لحظه توی دنیای پر از تبلیفات  و مصرف زده امروز ممکنه از جوی که درست شده خسته بشیم و به فکر فرو بریم که واقعا راه و رسم درست زندگی ما این هست یا این ره که میرویم به اتوبان کردستان است؟

عارفه نویسنده این وبلاگ از اون دست افراده که حسابی به این قضیه فکر کرده و ایده های خوبی برای مقابله با مصرف زدگی داره و راه حل مناسب رو زندگی مینیمال میدونهمصرف زدگی که توی ایران به خاطر خاصیت خوب چشم و هم چشمی شاید اثر شدیدتری هم داشته باشه، عارفه توی مصاحبه با دویچه وله نظرشو رو در مورد این زندگی مصرف زده داخل ایران اینطوری بیان میکنه:

«فکر می‌کنم مصرف‌زدگی و رقابت در هرچه بیشتر داشتن، در ایران امروزی متاسفانه خیلی از کشور انگلیس که من با آن آشنا هستم بیشتر است و به دنبال خودش ناراحتی‌ها و استرس‌ها و حسادت‌ها و حسرت‌‌های زیادی هم دارد که متاسفانه زندگی را تلخ می‌کنند. امیدوارم نوشته‌‌‌‌های من بتواند ایرانیان بیشتری را با این سبک زندگی آشنا کند و کیفیت زندگی‌شان را بهبود ببخشد.»

اینطور که من از نوشته های وبلاگ لذت کمتر داشتن برداشت کردم، کمتر داشتن تنها مربوط به خرید کمتر نیست، بلکه خلوت کردن خانه هم یکی از بخش های مهم زندگی هست. عارفه برای اینکار هم تجربیات خودش رو توی صفحه اینستاگرامش با بقیه به اشتراک گذاشت و ماحصلش کتابی شده به اسم خانه خلوت در یک ماه.

این کتاب یک دوره یک ماهه برای خانم ها و آقایان خانه داره که خیلی خوب و دلنشین کمک میکنه که در عرض یک ماه یک خانه ای تازه و پر از آرامش خواهید داشت. نکته جذاب اینه که عارفه این کتاب رو برای هرکسی اختصاصی طراحی میکنه و  میتونه یک هدیه خوب باشه  برای خودتون و یا هرکسی که دوستش دارید و براش یک زندگی پر از لذت رو میخواهید، برای تهیه کتاب میتونید به لینک زیر مراجعه کنید و خیلی راحت به کتاب دسترسی پیدا کنید:

وبسایت لذت کمتر داشتن اخیرا یک انجمن هم برای تبادل نظر همه کسایی که داشتن زندگی ساده براشون یک دغدغه هست رو ایجاد کرده و اگر دوست داشتید میتونید تجربیات و نظریات خودتون رو در این مورد بیان کنید  و یا از نظرات سایر افراد انجمن استفاده کنید.

 


 

بخش دوم: آموزش اوریگامی در کازیه

توی خیابون دارید تنها دارید راه میرید(یا حتی دو الی چند تایی)  و ناگهان یک کاغذ تبلیغاتی در دستان شماست، بیشتر ما کاغد رو مچاله میکنیم و روانه گوشه خیابان میکنیم ولی اگر کمی حوصله و ذوق داشته باشیم، میتونیم با داشتن اون کاغذ و تا کردنش یک شکل زیبا درست کنیم و به هرکسی که دوست داشتیم(بخصوص خودمون) هدیه کنیم.

کازیه محلی هست برای دیدن و الهام گرفتن از اوریگامی و یادگرفتن شکل های جدید و متفاوت برای ساختن وسایلی برای استفاده خودتون یا هدیه کردن به مناسبتهای متفاوت.

اوریگامی هنر جالبی است که علاوه بر جنبه تزیینی و سرگرمی٬ کاربردهایی هم دارد. اگر از علاقه‌مندان به هنر کاغذ و تا هستید و می‌خواهید اطلاعاتی راجع به کاربرد این هنر کسب کنید٬ در کازیه می‌توانید با کاربردهای مختلف اوریگامی آشنا شوید.

عادله نویسنده وبلاگ سعی کرد به زبان ساده و با عکس های زیبا و گویا همه مراحل ساختن شکل های اوریگامی رو به شما یاد بده.

در کازیه شما میتونید  آموزشهای مثل آموزش ساخت درنای اوریگامی رو ببینید

ویا در مورد داستان ساداکو  و درنای اوریگامی که باعث شده درنای اوریگامی  نماد صلح بشه

و همینطور آموزش اوریگامی های که میتونه باعث حفظ محیط زیست بشه بخونید ، یاد بگیرید و بسازید.

 


 

بخش سوم: پی نوشت

اگر وارد  این دوسایت بشید میبنید که از نظر ظاهری شباهت زیادی به چند خط دارند(در اصل چند خط شبیه به اون دوتا شده!)، خب دلیلش سادست، ما سه تا خواهر و برداریم و دوست داشتیم که از یک ظاهر خوب  و مشترک استفاده کنیم!
امیدوارم که هر سه این سایت ها برای شما مفید و جذاب باشه :)

 

 

بیشتر

چگونه در ۵۲ هفته ۵۲ کتاب بخوانیم و ۱۰ میلیون تومان صرفه جویی کنیم

خوندن کتاب، دیدن رویا با چشم ها بازه

دومین هدفی که امسال برای خودم تعیین کردم خوندن ۴۰ کتاب توی سال جدید بود، یک هدف بزرگ و دوست داشتنی. قبل از من احتمالا افراد زیادی هدف مشابه هدف من داشتند، یکی از افرادی که این هدف رو دنبال کرده و البته به این هدف دست پیدا کرده جاستین میلر یکی از نویسنده های وبلاگ Lifehack بوده که تجربیات خودش رو هم توی اون وبلاگ نوشته علاوه بر این به ما توضیح داده چرا فکر میکنه خوندن این همه کتاب باعث شده ۲۱هزار دلار در سال صرفه جویی کنه. تجربه این نویسنده توی سال ۲۰۱۳ یکی از جدی ترین عاملهایی بود که باعث شده من این هدف رو انتخاب کنم. اینجا ترجمه ای با تخلیص رو از تجربه جاستین میلر با هم میخونیم.

اصلا چرا باید ۵۲ کتاب رو در ۵۲ هفته بخونیم؟

یک حقیقت کوچک و جذاب: من تا سن ۲۲ سالگی تقریبا هیچ کتابی رو کامل نخونده بودم. وقتی دانشجوی سال اول بودم شروع به خوندن کتاب توپ پول از مایکل لوییس کردم  و وقتی که کتاب رو خوندم، متوجه شدم که خیلی هم تجربه خوندن چیز بدی نبود، از اون موقع کتابهای رو برای خوندن انتخاب کردم که بهشون علاقه داشتم(لعنت به خوندن های اجباری دوران مدرسه!!!) روز بعد شروع کردم به خوندن کتاب دوم در زندگی کتابخوانی خودم و به طور رسمی تبدیل به یک کرم کتاب شدم.

نکته اساسی چی هست؟ چرا باید زحمت خوندن هر هفته یک کتاب رو به خودمون بدیم؟

تقریبا همه ما زندگی پر مشغله ای داریم و احتمالا کارهای مهمتری برای انجام دادن داریم چه چیزهای از خوندن ۵۲ کتاب در سال آینده ممکنه بدست بیاریم؟

۱- ایده، ایده ، ایده: این تجربه به من کمک کرد که ایده های زیادی نه فقط برای این سایت که برای زندگیم خلق کنم.

۲-دانش/تحصیلات:اگر ازش استفاده نکنید از دستش میدید( مغز چیزیه که راجع بهش صحبت میکنیم) خوندن به من کمک میکرد که مداوم به یادگیری چیزهایی که دوست دارم بپردازم.

۳- در یاددادن به من کمک کرد: مثل خیلی از شما من هم شیفته آموزش دادن هستم و هر چه بیشتر میخوندم اعتماد به نفس بیشتری برای دانستن اطلاعاتی داشتم که میتونست به بقیه توی جاهای سخت کمک کنه.

۴-این یک چالشه:کیه که عاشق یک چالش خوب نباشه؟ ما همیشه کارهایی رو انجام میدیم که به نوع ما رو به سمت خاصی هل بده! چالش میتونه به انگیزه درونی، اعتماد به نفس، نظم و اراده ما کمک کنه.

۵-از مدرسه (و دانشگاه) ارزونتره: در این مورد بیشتر میگیم ولی خوندن ۵۲ کتاب که در مجموع برای من ۵۰۰ دلار هزینه داشت در حالی که به دانشگاه رفتن برای من ۲۱ هزار دلار هزینه داشت. علاوه بر اینکه در این مدت من از موضوعاتی آموختم که بهشون علاقه مند بودم. آنچه که من توی این یکسال یاد گرفتم نسبت به یادگیری ۴ ساله من در دانشگاه قابل قیاس نبود.

۶-شما رو از جعبه خودتون بیرون میکشه: این باعث میشه که شما ناحیه امن خودتون و خارج شید و از جنبه های به زندگی نگاه کنید که تا بحال نکرده بودید.

۷-بهترین معلم ها:شما به بهترین ذهن ها  و موفقترین معلمها  دسترسی دارید با چیزی بین ۱۰ تا ۲۰ دلار…….بهترین معامله کل دوران

۸-روابط بهتر:خوندن به من اجازه داده که روابط اجتماعی بهتری داشته باشم. راجع به خیلی از موضوعات بتونم صحبت کنم و همیشه ایده های خوبی برای آغاز صحبت ها داشته باشم.

۹-به طرز خارق العاده ای جذابه: تکرار میکنم به طرز خارق العاده ای جذابه( مترجم اینجا احساسات نویسنده را با ادبانه تر بیان کرد!!!)

«چرا» ها ادامه دارد…

چگونه در عمل ۵۲ کتاب را در ۵۲ هفته بخوانیم؟

بعد از یک توضیح در مورد چرایی اینکار بریم سراغ اینکه من چه جوری اینکار (به ظاهر سخت رو) انجام دادم. در واقع این کار آسونتر از چیزیه که فکر میکنید. نکته خوب اینه که این روش رو میتونید برای هر کاری  مثل نواختن پیانو ، یادگیری زبان و حتی یاد گرفتن رقص استفاده کنید.

۱- هدفتون رو S.M.A.R.T بنا کنید: برای این ۵ حرف معناهای متفاوتی در نظر گرفته شده و شیوه استفاده از اون کاملا بستگی به شما داره، در زیر میتونید برخی از این معانی رو ببیند و برای اطلاعات بیشتر میتونید به این نوشته لایف هک یا این نوشته مختصر چند خط مراجعه کنید.

S: Specific, significant
M: Measureable, meaningful
A: Acheiveable, action-oriented
R: Rewarding, realistic
T: Time-based, trackable

۲- یک کتاب انتخاب کنید: من اینکار رو  برای هر هفته عصر جمعه(یا شنبه فرقی میکنه؟) انجام میدادم. کتاب ها رو بر اساس توصیه دوستان، مشاورها و یا فقط بر اساس علاقه شخصی خودم انتخاب میکردم و تلاش میکردم تنوعی از کتاب ها رو داشته باشم که با اون انسان بهتری از خودم بسازم.

۳-کوچک کردن کار:خوندن هر هفته یک کتاب کار خیلی سختی بنظر میاد ولی من اینکار رو با تبدیل یک کتاب در صفحه به تعداد صفحات در روز برای خودم آسونتر کردم. فقط کافیه که تعداد صفحات کتاب رو به تعداد روزهایی که در اون هفته مطالعه میکنید تقسیم کنید.

مثلا اگر یک کتب ۳۰۰ صفحه ای داشتم و هفته ای ۶ روز برای مطالعه در نظر داشتم با خوندن روزی ۵۰ صفحه میتونستم کتاب رو به راحتی تمام کنم.

۴- با خودم یک عهد بستم: برای خوندن صفحات روزانه ام یک زمان مشخص رو تعیین میکردم.یک عهد که اجازه شکستنش رو نداشتم و اگه بخوام صادق باشم همیشه به این عهد وفا نمیکردم ولی خب بیشتر وقتها به این پیمان نزدیک بودم.

من تصمیم داشتم که صفحات روزانه ام رو ابتدای صبح بخونم برای همین سعی میکردم که صبح ها کمی زودتر بیدار شم. من خودم میشناسم و میدونم که صبح زمانی هست که بیشترین انرژی و اراده رو دارم و اگر این اتفاق رو به ساعاتی دیرتر موکول میکردم احتمال سستی بیشتر میرفت. واضحه که این زمان برای هر کسی میتونه متفاوت باشه.

۵- به خودم استراحت میدادم: همه کتاب هایی که من خوندم ۳۰۰ صفحه نبودند، برخی بیشتر(۷۰۰ صفحه) و برخی هم کمتر (کمتر از ۱۰۰ صفحه) بودند. این چالش ، چالش سختی بود و خوندن مداوم کتاب های طولانی اون روطاقت فرسا میکرد، من سعی میکردم به انتخاب کتاب های مناسب با چالش سازگار بمونم.برای همین گاهی کتاب های کوتاهی رو انتخاب میکردم که تا بتونم بدون قربانی کردن کیفیت محتوا با چالش همراهی کنم.

۶-همیشه آماده باشید: من همیشه یا iPad یا یکی کپی از کتاب رو به همراه داشتم و هر لحظه ای که زمان اضافه ای داشتم شروع به خوندن میکردم حتی اگر تمام صفحات روزانه ام را خوانده بودم، زمانی که منتظر اتوبوس یا مترو بودم،موقعی که در صف معاینه فنی خودرو یا در اتاق انتظار بودم و… من همیشه آماده خواندن بودم.

۷-من چیزهای رو انتخاب میکردم که در واقعیت برای من اهمیت داشت:اگر شما این سایت رو مطالعه میکنید ، احتمالا ما یک هدف مشترک داریم:همه ما علاقه داریم به اینکه انسان بهتری بشیم.من سعی میکردم کتاب هایی رو انتخاب کنم که احساس میکردم در یادگیری مفهوم اصلی به من کمک میکنه.

خوندن هفته ای یک کتاب امکان پذیره.


 

 

همونطور که اینجا گفتم من تصمیم گرفتم که امسال ۴۰ تا کتاب بخونم در واقع به خودم ۱۲ هفته استراحت دادم که به عهدم حتما وفا کنم به قول سعدی: «عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی»

امسال کتابی بخونیم که …..

اما اینجا میخوام یه پیشنهاد دیگه هم برای خوندن کتاب داشته باشم، هم برای شما، هم برای خودم، این پیشنهاد رو جادی ابتدای همین سال به عنوان چالش کتابخونیش مطرح کرده بود، برای شرکت توی این چالش کافیه که از عکس زیر  یک پرینت بگیرید و به دیوار اتاقتون بزنید، هم یادتون میمونه که باید کتاب بخونید، هم میتونید از خوندن کتاب با این قواعد هیجان انگیز لذت ببرید و البته اگر هدفی مثل خوندن ۵۲ یا ۴۰ کتاب در امسال دارید میتونید با خیال راحت ۱۲ تاش رو برای این چالش کنار بذارید:

book1394

من سعی میکنم توی همین وبلاگ پیشرفت های خودمو راجع به این چالش بنویسم و حسی که هر کدوم از این ۱۲ شرط بهم میده، شما هم اگر این چالش رو انتخاب کردید توی همین چند خط تجربیاتتونو بیان کنید.

 

 

 

بیشتر